من در دورترین نقطه جهان ایستاده ام
تو کجایی؟
در پاک ترین محل جهان هم که بایستم
تو نیستی
کنارت هم که باشم،نیستی
آه چنان دوری...دور که یادم می رود،هستی
« گله ای خوب برای چوپان آمریکایی | Main | دود سیگارت »
من در دورترین نقطه جهان ایستاده ام
تو کجایی؟
در پاک ترین محل جهان هم که بایستم
تو نیستی
کنارت هم که باشم،نیستی
آه چنان دوری...دور که یادم می رود،هستی
TrackBack URL for this entry:
http://azadeh7.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/51
This page contains a single entry from the blog posted on May 14, 2007 3:43 PM.
The previous post in this blog was گله ای خوب برای چوپان آمریکایی.
The next post in this blog is دود سیگارت.
Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.
Comments (6)
سوژه ای قشنگی است نبودن.سطرهای قشنگی بود که می تواند تصویر خوبی خلق کند، اما کمی خام به نظر می آید
لینک این پست را از بالاترین یافتم خوشم آمد از ذوقت.
سپاس و سربلند باشی
Posted by بهرام | May 14, 2007 8:34 PM
Posted on May 14, 2007 20:34
سلام آزاده
اینجا را تازه پیدا کردم و بسیار خوشحالم از این کشف .
مثله یک آرشیو می مونه از همه دوست داشتنی های من از این پس بسیار خواهم آمد .
بسوی من بیا
شاد خواهم شد
راستی با افتخار لینک شدی
Posted by sahak | May 14, 2007 10:47 PM
Posted on May 14, 2007 22:47
سوالم اينه که بودن و موندن کنار کسي که وقتي کنارت هم باشد انگار نيست، چه لزومی دارد؟
حسم درست بوده يا برداشت غلطيست؟
سپاس.
......................
آزاده:
شاید هم حس من درست نیست؟!!؟
Posted by soal | May 15, 2007 1:20 AM
Posted on May 15, 2007 01:20
بگو چرا دست از سر من بر نمی دارد هوای تو... اینهم می شود به آخرش اضافه کرد!ا
Posted by دریا | May 15, 2007 7:14 PM
Posted on May 15, 2007 19:14
ایول بابا!! حالا کیو میگی؟
Posted by نیما | May 16, 2007 10:07 AM
Posted on May 16, 2007 10:07
سلام دوست عزیز
شعر خوبی نوشت اید
Posted by سعید | May 16, 2007 10:13 AM
Posted on May 16, 2007 10:13