« Hungry Planet | Main | اگر از سرطان سینه نمی‌ترسید... »

چرا چرک می‌شویم؟

where am I

فکر می‌کردم چرا کارمندهای بعضی از بخش‌های دولتی و حتی خصوصی اینقدر از خودشان دور می‌شوند؟ چرا روزشان با سوت دستگاه کارتی شروع و تمام می‌شود؟

فکر می‌کردم چرا هیچکدام دلشان به حال جایی که کار می‌کنند، نمی‌سوزد؟

چرا کسی بین آنها فکر نمی‌کند، می‌تواند باعث و بانی اتفاق‌های هیجان‌انگیز اداره‌اش باشد؟

چرا نقد نمی‌کنند؟ چرا پشت هم نیستند؟ چرا کمک نمی‌کنند روزمرگی، قورتشان ندهد؟ چرا صاف و مستقیم حرف نمی‌زنند؟

چرا ایده ندارند؟ چرا خلاق نیستند؟ چرا بالایی‌ها را به لرزه نمی‌اندازند که بدانند انرژی و جوانی و نیروی واقعی کار هنوز وجود دارد؟
چرا خواب‌آلود، دلزده، خسته و چرک می‌شوند؟

چرا پیشنهاد نمی‌دهند برای تغییر و چرا دکوراسیون اتاقشان همیشه یک‌جور است؟

به این فکر می‌کردم که بین این ها چه کسی دلش برای آن سازمان می‌سوزد؟ کدامشان دقیق و کار درست‌اند و کدام‌شان تزویر می‌کنند؟ کدامشان برای کار و یادگرفتن می‌آیند و کدام برای حقوق آخر ماه و وقت‌گذرانی و استفاده از فرصت؟

مشکل از خودشان است یا دیگران نسبت به همه چیز بی‌تفاوتشان می‌کنند؟

همیشه به همه اینها فکر می‌کردم...
اما دیگر فکر نمی‌کنم... به خودم قول دادم فکر نکنم...

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://azadeh7.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/92

Comments (4)

هميشه به اين فكر مي‌كنم كه چرا حتي آدم‌هاي مثل تو هم ديگر به اين چيزها فكر نمي‌كنند يا چرا بايد به خودشان قول بدهند كه در موردش ديگر فكر نكنند

چون احتمال اینکه زیرآبشون بخوره زیاده، برای همین بهتره به همون روزمرگی خودش دو دستی بچسبه تا یه روزمرگی بدتر به سراغش نیاد!

Anonymous:

کار همیشه تو ادراره های دولتی همینطوره ولی اگر یک کار خصوصی داشته باشی دیگه کاری به این حرفها نداری و برای خودت کار میکنی و خودت هم خلاقیت نشون میدی ولی اگر هم بخوای تو سیستم های وسیع از خودت خلاقیت نشون بدی کار نابلدها از رده خارجت می کنن و از کار بیکار میشی اصلا بهت این اجازه رو نمیدن

آدمهای این دوره و زمانه آنقدر در خویش غرقند که گویی سالهاست بذر سکون را در ایشان پاشیده اند .
کارمندان مورد نظر شما بیشتر از اینکه بیایند و خلاقیت نشان دهند به این نیاز دارند که کار های خود را درست انجام دهند .

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

About

This page contains a single entry from the blog posted on October 15, 2007 3:27 PM.

The previous post in this blog was Hungry Planet.

The next post in this blog is اگر از سرطان سینه نمی‌ترسید....

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.