« چرا شورش؟ | Main | زلف بر باد نده »

مرحوم عشق


یعنی تو معتقدی هانیه باید کنار علی بی‌ سنتور می‌ماند؟

با آن همه سمی که وجودش را گرفته و دیگر نه از عشق چیزی می‌فهمد و نه از زندگی کردن چیزی در رگ‌ و پی و استخوانش مانده؟

فکر می‌کنی به خاطر همه زیبایی‌ها و لحظاتی که با هم داشتند، باید بقیه روزهای جوانی‌اش را پای معتادی می‌گذاشت که حتی دماغش را هم نمی‌تواند تنهایی بالا بکشد؟

باید به عشق عشقی که در سرداشتند و حالا فقط از آن تزریق توی رگ مانده و فضله کبوتر، می‌ماند و نمی‌رفت دنبال زندگی و شور و حال خودش؟

Ali santouri by D.Mehrjooyi

هانیه که تلاشش را کرد علی را برگرداند به همان دوران علی سنتوری‌اش... نشد که نشد..خودش نخواست که بشود..
پس تا کی باید می‌ماند؟
تا وقتی آن خانه را روی سر او هم خراب کنند یا بشود یک معتاد بی‌خانمان؟ مثل همان کسی که باید به خاطر روزهای شیدایی‌شان کنارش می‌ماند... همانی که عاقبت چیزی از او نماند غیر‌ از سازی که صدایش، معتادان و دیوانگان را سرشوق می‌آورد...

تو معتقدی هانیه خیانت کرد؟ به خودش و به هنر، به زیبایی و عشق؟

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://azadeh7.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/112

Comments (16)

Hamzad:

Ari....Haniyeh khiyanat kard...be khudash va be eshgh va honare zistan! darigh!!

سلام سایت جالبی بود .

دوست محترم
دوگنبد خبرخوانی آنلاین است که به کمک فیدبرنر و گوگل ریدر نوشته‌های تازهٴ وبلاگها و همچنین اخبار فارسی را جمع‌آوری و منتشر می کند. پیوند سایت / وبلاگ شما به سایت دوگنبد اضافه شده. لطف متقابل شما موجب سپاس و امتنان خواهد بود:
http://www.dogonbad.com

ممد:

پس شما هم بي اخلاقي كردين و فيلم را دانلود كردين و دارين تماشا مي كنين و نكردين حتي يك عذرخواهي بابت دزدي تاون بكنين. شما كه روشنفكرين واي به حال بقيه

Amir:

فکر کنم علت اینکه هی آدم خیال می کنه که هانیه خیانت کرد این بودش که داماد جدید خیلی ضایع بود !
اگه یکی بود به دلنشینی بهرام رادان ، همه چی حل بود !

قصه گم شدن آدم ها از دم الهي، قصه اي است به قدمت تاريخ. در حقيقت از همين جا بود که قصه دوري ها شکل گرفت و غصه بخشي از زندگي مان شد. ما فراموش کرديم که به راستي که بوديم که چه بر سر مان آمد؟ اکنون کجا هستيم و به کجا خواهيم رفت؟ هم نشيني با خدا افسانه شد و هم دمي با او خيال. «من» ها به شکل ها مختلف به رقص در آمدند و به خود نمايي پرداختند؛

نوید:

چه بی تفاوت بازی کرد هانیه آنحا که علی سنتوری بالا تپه ها دید و بعد به پدرش زنک زد. هانیه خسته شد یا تمام سعیش برای درست کرد سنتوری کرده بود؟

نه
اتفاقا خيلي كاره خوبي كرد كه رفت

لي لي

solmaz:

ba leyli movafegham! shayad agar nemiraft ali bisantoor dobare ali santoori nemishod!

dooste hamishegi:

avalan inke aghaye javid doomade ayande nabood...aslan hanie ghasde ezdevaj ba javido nadasht, hadafesh chize digei bood....
vaghean khaste shode bood......
ama age man boodam ta akharesh sayamo mikardam...ama na be har gheymatii.....
shayaadam hanie bahaye ziadi bare in karash dade bood...bishtar arzesh nadashte

ندا:

سلام دوست جون
ديگه ايميل ندادي.
نه موافقم. اين دنيا خيلي عجيبه. واسه اينكه چيزي به دست بياري بايد چيزي از دست بدي. همه چي با هم نميشه. هانيه بايد ميرفت تا علي بفهمه كه چي داشته و حالا دريغ كه نداره.
فهميدن هميشه كار راحتي نيست. اين دنيا هم واسه قرباني كردن آرزوهاي خودمون نيست به قيمت يكي ديگه.

nika:

age tanha miraft khianat nabood.vali age vaghean ashegh bood dar hozoore eshghesh khodesho be yeki dge nemibakhshid..

پوریا:

باید میرفت چون ما همیشه با این سوال خودمون توجیه میکنیم (مگه من چند بار زندگی می کنم)ولی احساس می کنم وقتی به شوهره دومش داشت علاقه مند می شد هنوز در مورد اعتیاد علی مطمئن نبود؟؟؟؟؟

منم با نظرت کاملا موافقم به نظرم کاری که کرد کاملا بر اساس منطق بود. راستی من هیچی هیچی از سینما نممی دانم اما به عنوان یکی بیننده دوست داشتم فیلم کمی حقیقی تر تمام می شد. چند درصد از این آدمها می توانند پاک شوند و به جامعه برگردند؟

negin:

hanie rahattarin raho entekhab kard avalin rahi ke be zehne har kasi mirese nejete khodesh bedune tavajoh be sarneveshte ali agar vaghean ashegh bood bishtar talash mikard

پیمان:

آیا ماری می خواست هربریت با در مراسم همراهی کند و لک لباس او را با دست بشوید ؟ ماری بی شک این کاری است که شایسته تو نیست بهتر است به یک دلقک بی اعتقاد اعتماد کنی که تو را صبح زود از خواب بیدار می کند تا به کلیسا بروی حتی در صورت لزوم برایت تاکسی سفارش می دهد

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

About

This page contains a single entry from the blog posted on February 17, 2008 2:37 PM.

The previous post in this blog was چرا شورش؟.

The next post in this blog is زلف بر باد نده.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.