« بیماری زن آزاری | Main | میانه‌حال »

در خون من

گرسنه که می‌شوم، یاد پدر می‌افتم؛ اعصابش با معده‌اش در ارتباط مستقیم است. من هم !

عجله که می‌کنم به کارهایم گند می‌زنم؛ باز هم یاد پدر می‌افتم. تصمیم‌گیری‌های عجولانه‌اش به شکل عمودی با حماقت‌های زندگی‌اش ربط دارد.

به زور که بیدار می‌شوم یاد او هستم؛ جنس اخلاقش بستگی به میزان نوازش صدایی دارد که بیدارش می‌کند.

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://azadeh7.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/105

Comments (1)

شبنم:

سلام سال نو مبارك من هنوزم از طرفداراي وبلاگ شما هستم .براتون آرزوي موفقيت دارم.

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

About

This page contains a single entry from the blog posted on April 2, 2008 12:39 PM.

The previous post in this blog was بیماری زن آزاری.

The next post in this blog is میانه‌حال.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.