از اینکه آدمهای قصهای را میبینم که هرکدام داستان جذابی دارند برای دنبال کردن، از اینکه مدام با خودم بگویم اگر...کاش.. وای... و همه اینها را صحنههای یک فیلم به مغزم بیاورد...
از اینکه نماها و آدمهایی را در فیلمی میببنیم که متظاهرانه چیزی را القا نمیکنند و به من بیننده میقبولانند که این تصادف، مرگ، دروغ، شانس، اتفاق، ریا و کثافت آدمها همان واقعیات زندگیست، لذت میبرم.

از دیدن تقاطع سرحال شدم؛ فیلمی که حتی در تقلید از نوع آمریکاییاش اینقدر موفق و ایرانی مانده و بدون ادعا زندگی آدمهایی را روایت میکند که در تقاطعی به هم میرسند.
با بخشهایی از بازیها یا موسیقی یا حتی آخر فیلم و... هم که مشکل داشته باشید، بههرحال در این فیلم ابوالحسن داودی آدمی را پیدا میکنید که میشناسید یا حس میکنید روزی از کنارش رد شدهاید.
نقد سینما درباره تقاطع
پشت صحنه تقاطع
نوشته پرستو
حمیدرضا هم نوشته
Comments (5)
والا تا جایی که من می دونم تقاطع زودتر از تصادف* ساخته شده.
فیلمنامه اش هم کلی قبل از نوشته شدن فیلمنامه تصادف نوشته شده
یعنی اون قدری که من می دونم احتمال تقلید منتفی اه
* Crash
Posted by آق بهمن | April 12, 2008 11:43 PM
Posted on April 12, 2008 23:43
ولی نمی دانم چرا من آنقدر که با به قول شما نوع خارجیش ارتباط برقرار کردم با نوع ایرانیش نتونستم.
Posted by نثرما | April 14, 2008 7:46 PM
Posted on April 14, 2008 19:46
آمریکایی هیچ تقلیدی بهتر از اثر ایرانی شده اش نیست....چون ما مقلدان خوبی هستیم البته
به وب من سر بزن
Posted by میس شانزه لیزه | April 15, 2008 10:51 PM
Posted on April 15, 2008 22:51
برای سینمای ایران فیلم خوبی بود اما کلا یک کپی ضعیف .
من که شخصا اریجینال رو ترجیح میدم.
Posted by آخرین پدرخوانده | April 16, 2008 2:10 PM
Posted on April 16, 2008 14:10
مناجات...
الهی مران کسی را که خود فرا خواندی.
ظاهر مکن جرمی را که پوشاندی.
کریما میان ما و تو داور تویی.
آن کن که سزاوار آنی نه آن چنان که سزاوار ماست.
Posted by ehsan | April 19, 2008 3:35 PM
Posted on April 19, 2008 15:35