مرد جوان میگوید:" شرمآور است ولی هنوز با پدرومادرم زندگی میکنم."
او تاکید میکند که پدرومادرش حاضر نشدهاند بپذیرند او با زنی زندگی میکند که زنده نیست.
کمی بعد عکس دوست دخترش را در کتابخانه پروپیمان و بین سیدیهای مختلف میبینیم با موهای سیاه بلند درکنارش روی تخت.
جوان اهل میشیگان توضیح میدهد که با این عروسک پنجاه کیلویی و همقد خودش، زندگی رویایی دارد و حاضر نیست آن را با یک زن جایگزین کند.

در بریتانیا هم همین هست. مردی با چندین عروسک چهار هزار پوندی با لباسهای مختلف که برایشان میخرد و آرایش مورد علاقهاش زندگی میکند. با همراهی یکی تلویزیون میبیند و با دیگری غذا میخورد.
باز هم در آمریکا مرد ثروتمندی را میبینیم که هشت عروسک زن دارد و وقتش را با هماهنگ کردن رنگ و مدل لباس آنها و حرف زدن با آنها و حمام کردنشان میگذراند.
در مستند " مردان و عروسکها" که در آمریکا به نام Love Me, Love My Doll نمایش داده شده، کمتر صدای نریتور یا گوینده را میشنویم.
به جای یک روانشناس یا کارشناس، زن مسوول فروش کارخانه عروسکسازی در مورد رفتار مشتریها توضیح میدهد و میگوید هر ماه هفت عروسک فروخته میشود. او از مسائل روحی مشتریانش هم میگوید و اینکه آنها ترجیح میدهند با کسی زندگی کنند که حرف نزند و مطیع باشد.
این نوع عروسکها که مشتریان خاصی برای عشقورزی دارند، بیش از سی سال است که بیشتر در آمریکا و بریتانیا ساخته میشوند. حجم زیادی از مشتریان آنها در ژاپن است که در کنار" بالشهای عشقورزی" ساخت خودشان استفاده میشود؛ بالشهایی که با تصویر ستارههای پ.و.ر.ن.و ساخته شدهاند.
اما طبق آمار این مستند که بیبیسی آمریکا تهیه کرده، این روزها فروش عروسکهایی با این شرایط بالا رفته. یکی از کسانی که جلوی دوربین با عروسکش حضور دارد، موزیسین و نوازنده است و دیگری عشق هواپیما و کایتسوار.
آنها در شرایط مختلف میگویند که نمیتوانند با زنها در یک رابطه عشقی و جنسی ارتباط برقرار کنند و ترجیح میدهند شب که به خانه میآیند عروسکشان را منتظر ببینند که نه حرف میزند و نه میتواند از دستورشان سرپیچی کند.
آدمهایی تنها که بیشتر در فضای خانه احساس امنیت میکنند. حتی تولدشان را در تنهایی جشن می گیرند و تفریحاتشان تک نفره است.
Comments (3)
چه حالب و باحال
بزودی هممون اینجور خواهیم شد
Posted by پنکک | October 11, 2008 1:04 PM
Posted on October 11, 2008 13:04
salam. azadeh khoobi??
man mikhastam bedoonam kojaee?chand rooz pish bachehaye daneshgaho didam,azat bikhabar boodan. matlabet jaleb bood harchand darkesh sakhte...
//
آزاده: هستم لیلا جان..همین جاها
Posted by leilasaadati | October 12, 2008 5:13 PM
Posted on October 12, 2008 17:13
سلام
من چند وقتي كه يه بلاگ شما سر مي زنم و نمي دونم كه اصلا از كجا پيداش كردم! اما الآن براي اين براي شما كامنت مي ذلرم كه شما در مشهد ف ي- ل ت - ر شديد. شايد عجيب باشه اما مي حواستم بپرسم چرا؟ شما خودتون ميدونيد؟
///
آزاده: ممنونم که گفتی ولی دلیلش را من هم نمی دانم واقعا
Posted by محسن | October 14, 2008 10:37 PM
Posted on October 14, 2008 22:37