آزاده عصاران: شعر Archives

Main

شعر Archives

May 14, 2007

کجایی؟

من در دورترین نقطه جهان ایستاده ام
تو کجایی؟
در پاک ترین محل جهان هم که بایستم
تو نیستی
کنارت هم که باشم،نیستی
آه چنان دوری...دور که یادم می رود،هستی

November 8, 2007

اینو یکی می‌گفت که سر سه‌راهی وایساده بود

برای دل‌آرام


Free woman

در این زنجیریان، هستند مردانی که مردار زنان را دوست می‌دارند

در این زنجیریان هستند مردانی که در رویایشان هر شب،

زنی در وحشت مرگ از جگر برمی‌کشد فریاد

از این مردان
یکی در ظهر تابستان سوزان نان فرزندان خود را بر سر برزن

به خون نان فروش سخت دندان‌گرد آغشته است

من اما هیچ‌کس را در شبی تاریک و طوفانی
نکشته‌ام


الف.ش

About شعر

This page contains an archive of all entries posted to آزاده عصاران in the شعر category. They are listed from oldest to newest.

داستان کوتاه is the previous category.

عکس is the next category.

Many more can be found on the main index page or by looking through the archives.

Powered by
Movable Type 3.33